تبليغاتX
بهاری ترین بهار من
من با بهار تو ، بهار می شوم خالق من

 نذر کردم هیچگاه هیچ خلوتی برای خیالم خالی ار چشای تو نباشه . تو که خدایی . بعد هم بیام کنار آفتاب و خیالم رو با پاهای برهنه بزنم به آب و برای دلم بلند بلند بگم که چقدر داشتنت حس بزرگی داره ...

.............................................

برگرفته از وبلاگ یادداشت های روزانه یک پرنده 

مینویسم تا تکرارش برای خیال منم باشه ..

+ نوشته های بهاری  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388   توسط گندم  | 

خوابت آرام سهراب ...

به تماشا سوگند
و به آغاز كلام
و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه اي در قفس است.

حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم:
آفتابي لب درگاه شماست
كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد.

و به آنان گفتم : سنگ آرايش كوهستان نيست
همچناني كه فلز ، زيوري نيست به اندام كلنگ .
در كف دست زمين گوهر ناپيدايي است
كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند.
پي گوهر باشيد.
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببريد.

و من آنان را ، به صداي قدم پيك بشارت دادم
و به نزديكي روز ، و به افزايش رنگ .
به طنين گل سرخ ، پشت پرچين سخن هاي درشت.

و به آنان گفتم :
هر كه در حافظه چوب ببيند باغي
صورتش در وزش بيشه شور ابدي خواهد ماند.
هركه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود.
آنكه نور از سر انگشت زمان برچيند
مي گشايد گره پنجره ها را با آه.

زير بيدي بوديم.
برگي از شاخه بالاي سرم چيدم ، گفتم :
چشم را باز كنيد ، آيتي بهتر از اين مي خواهيد؟
مي شنيديم كه بهم مي گفتند:
سحر ميداند،سحر!

سر هر كوه رسولي ديدند
ابر انكار به دوش آوردند.
باد را نازل كرديم
تا كلاه از سرشان بردارد.
خانه هاشان پر داوودي بود،
چشمشان را بستيم .
دستشان را نرسانديم به سر شاخه هوش.
جيبشان را پر عادت كرديم.
خوابشان را به صداي سفر آينه ها آشفتيم
.

+ نوشته های بهاری  جمعه هفدهم مهر 1388   توسط گندم  | 

ای بی نهایت عشق !

مهربان تر و رئوف تر و ثروتمند تر از تو کیست ؟؟؟!

تنها توئی که از همه عالم بی نیاز و همه اوصاف کمال آراسته ی توست ..

ای مهربان یگانه ی مطلق ..

پناهم باش .

 

شکر.

 

+ نوشته های بهاری  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388   توسط گندم  | 

ب ...

این همون ب بسم الله ست ..

به یقین تو تنها پروردگار عالمیانی !

شکر مهربونم .. شکر !

سپاس فراوان .

کلمه ی دیگه ای به نظرم نمی رسه برای قدرانی از هدیه ای که بهم ارزانی داشتی ..

کلمات هم دربرابرت کوچکند مگر.. !

سخنان خودت ..

الحمدالله رب العالمین !

+ نوشته های بهاری  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388   توسط گندم  | 

تلخ و شیرین ..

لحظه هایی که خود برای این من ساختم در ضیافت میهمانی ات !

سهم من از همه بیشتر بود .. برای رقم زدن زمانی که در اختیار دارم ..

خوب می دانم که نتوانستم آنطور که باید باشم و آنچنان که نیکوست بی انجامم !

اما تنها چیزی که یگانه و تغییر ناپذیر بود و هست مهربانی توست که همواره شرمگینم میکند از خود !

ای قادر مطلق ..

ای همیشه حاضر ..

ای بهترین بهترین ها ..

ببخشم برای تمام نفس هایی که با فراموشی نام و حس حضورت بر جانم جاری شد !

ای منتهای آرزوی مشتاقان ..

سپاس !

امید که بازهم به میهمانی ات دعوت شوم !

...............................................................................

عیدتان بهاری

عيد سعيد فطر بر تمام دوستان بهاري ام مبارك

 

+ نوشته های بهاری  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388   توسط گندم  |